عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
15
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
الثلاثة . و گفتهاند يحيى و عيسى بهم رسيدند ، يحيى گفت : - اى عيسى از بهر من آمرزش خواه از حق جلّ جلاله كه تو از من بهى ! عيسى گفت : - لا ، بل تو از من بهى ، آمرزش خواه از حق جلّ جلاله تو از بهر من ، نه بينى كه رب العزّه بر تو ثنا كرد ، و من بر خود ثنا كردم ، من خود را گفتم : « وَ السَّلامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدْتُ وَ يَوْمَ أَمُوتُ وَ يَوْمَ أُبْعَثُ حَيًّا » و رب العزّة از بهر تو گفت : « وَ سَلامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَ يَوْمَ يَمُوتُ وَ يَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّا » النوبة الثالثة قوله تعالى : « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ » . بسم اللَّه احسن الاسماء ، رب الورى و الارض و السّماء ، مسخر الظلمة و الضياء ، مالك الاموات و الاحياء ، الواحد الفرد بلا اكفاء ، الدّائم الباقى بلا فناء . نام خداوندى كه محدثات و مكوّنات نمودگار فطرت او ، جهانيان و جهانداران پرورده نعمت او ، گردنهاى گردنكشان در كمند جلال و قهر او ، دلهاى دوستان و آشنايان در روضهء جمال و لطف او ، مسبحان عالم علوى بر درگاه عزّت در حجب هيبت ، كمر بسته و گوش بفرمان او ، اگر جن است و اگر انس محكوم تكليف و مقهور تصريف او ، در آسمان سلطان او ، در زمين برهان او ، پاك است و بزرگوار و بىعيب ، خداوندى كه اين همه صنع از او جمله قطرهايست از درياى كبرياء و عظمت او ، فسبحانه من عزيز ضلّت العقول فى بحار عظمته ، و حارت الالباب دون ادراك عزّته و كلت الالسن عن استيفاء مدح جلاله ، و وصف جماله . ديدههاى عقول در ادراك جلال او خيره ، آبهاى روى متعزّزان در آب جمال او تيره ، فهمهاى خداوندان فطنت در بحار عظمت او غريق ، زبانهاى اهل فصاحت از استيفاء مدح جلال و وصف جمال او كليل ، در هر گوشه هزاران جريح است و قتيل . اى عزّ تو همه عزيزان را نعت دل كشيده ، اى جلال تو همه جلالها را داغ صغر بر نهاده ، اى كمال تو همه كمالها را رقم نقصان برزده ، اى الهيت تو همه عالم را طراز بندگى بر كشيده ، اى ارادت و مشيت و قضاى تو از آلايش افهام و اوهام خلق پاك ، اى صفات و نعوت قدم تو از ادراك هواجس و